سيد علاء الدين محمد گلستانه

401

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : كسى كه در حاجتِ برادر مسلم خود سعى كند و جهد نمايد و خداى تعالى ، برآمدن آن حاجت را بر دست او جارى سازد ، از براى او حجّى و عمره‌اى و اعتكاف دو ماه در مسجد الحرام و روزهء دو ماه مىنويسد ، و اگر جهد كند و بر آمدن آن « 1 » حاجت را خداى تعالى بر دست او جارى نسازد ، از براى او حجّى و عمره‌اى مىنويسد . « 2 » و ابن بابويه رحمه الله در فقيه ، از ميمون بن مهران روايت كرده كه گفت : در پيش حضرت امام حسن عليه السلام نشسته بودم كه مردى آمد و گفت : يابن رسول اللَّه ! فلان كس ، از من طلبى دارد و مىخواهد كه مرا حبس كند . حضرت فرمود كه : مالى حاضر ندارم كه از جانب تو ، وجه طلب آن مرد را بدهم . گفت : با او سخنى بگوييد ، شايد كه مرا محبوس نسازد . حضرت ، نعلين خود را در پاى كرد . من گفتم : يابن رسول اللَّه ! مگر فراموش كرده‌ايد كه شما اعتكاف داريد ؟ فرمود كه : فراموش نكرده‌ام ؛ ليكن از پدرم شنيده‌ام كه از جدّم رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت مىفرمود كه : كسى كه در برآوردن حاجت برادر مسلمان خود سعى كند ، چنان است كه خداى - عزَّ و جلَّ - را نُه هزار سال عبادت كرده باشد كه روز را به روزه و شب را به قيام به سر برده باشد . « 3 » و كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : كسى كه اعانت كند مؤمنى را ، خداى تعالى ، هفتاد و سه غم از او رفع مىنمايد كه يكى از آنها در دنيا باشد و هفتاد و دو غم را در آخرت ، دفع مىنمايد در وقتى كه مردم ، همه به خود گرفتار باشند . « 4 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : كسى كه غمى را « 5 » از مؤمنى رفع كند ، خداى - عزَّ و جلَّ - غم آخرت را « 6 » ، از او رفع مىكند و از قبر ، خوش‌دل بيرون مىآيد . و كسى كه مؤمنى گرسنه را سير كند ، خداى تعالى ، از ميوه‌هاى بهشت ، روزىِ او مىكند . و كسى كه دمِ آبى به او دهد ، خداى تعالى از شراب سر به مُهر بهشت به او مىدهد . « 7 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : كسى كه برادرِ ايمانى خود را اطعام كند يا برادر خود را از جهت رضاى الهى اطعام كند ، ثواب او مثل ثواب كسى است كه صد هزار كس از مردمان را اطعام كند . « 8 »

--> ( 1 ) . الف : - « آن » . ( 2 ) . همان ، ص 198 ، ح 7 . ( 3 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 189 و 190 ، ح 2108 . ( 4 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 199 ، ح 2 . ( 5 ) . الف و ب : - « را » . ( 6 ) . الف و ب : - « را » . ( 7 ) . همان ، ص 201 ، ح 5 . ( 8 ) . همان ، ص 202 ، ح 11 .